فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

285

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

را تكريم و تعظيم مىكنند و گروه ديگر سلطان عثمانى را . حيدر خان - كه همانطور كه پيشتر بيان كرديم خود را نسبت به شاه ايران ملزم و متعهد مىدانست و كشورش هم‌مرز و همسايهء آذربايجان و همدان ، يعنى ايالات سرحدى ايران بود علاوه بر اطاعت و اظهار حق‌شناسى ، براى اثبات وفادارى نسبت به اين پادشاه ، پسرش ميرزا خان را نيز از سالها قبل بعنوان گروگان به دربار ايران فرستاده بود . اما چون همسايگى وى با كشور عثمانى از جانب آشور براى شاه ايران موجب برخى توهمات بود ، شاه تصميم گرفت كه با نشانيدن پسر به جاى پدر و جلب محبت او خود را بيشتر از آن ناحيه مطمئن سازد . به همين‌سبب در همان زمان كه سفير به قزوين رسيد شاه خان بيچاره را به بهانهء مشورت در چند كار مهم مربوط به سرحدات به پايتخت خويش احضار كرده بود زيرا شهرت داده بودند كه عثمانيها قصد دارند با سپاهى گران و از طريق وان به آذربايجان حمله كنند . خان كرد از بيم آنكه همچون بسيارى از خانهاى ديگر كردستان ، يعنى همسايگانش كه بىاحتياطى كرده با رفتار توهين‌آميز نسبت به شاه عاقبتى وخيم پيدا كرده بودند دچار زحمت شود به خود جرأت نداد كه در دربار حاضر نشود و در همان زمان كه گفتيم ، همچون كسى كه از سرنوشت آيندهء خويش ايمن نباشد ، با زن و فرزندان و ساير بستگان نزديكش وارد قزوين شد . شاه بلافاصله با مهربانى هرچه بيشتر او را پذيرفت و متذكر شد كه چون براى مشاوره در امورى مهم به دو نيازمند است مايل است كه وى را مدتى نزد خويش نگاهدارد . و در همين گيرودار پسرش را براى ادارهء قلمرو پدر اعزام داشت . هنگامى كه شاه مىخواست به سلطانيه حركت كند به اين كرد پيغام داد كه چون سالخورده است و لازم است استراحت كند نمىخواهد به وى زحمت دهد كه در اين سفر همراه باشد و ترجيح مىدهد كه در بازگشت از سلطانيه او را در اصفهان ملاقات كند . سركردهء كرد كه از سرنوشت بدترى بيمناك بود با كمال منت اين فرمان را اطاعت كرد و اين در زمانى بود كه سفير با اصرار هرچه بيشتر تقاضاى